واژه نفوذگر يا هكر ، تقريبا از
دهه 60 ميلادي ابداع شد و در آن زمان فرد هكر ، فرد بسيار
ارزشمندي به حساب مي آمد. در آن زمان هكر به فردي گفته مي شد
كه با استفاده از هوش و استعداد خود قادر به شكست توانائي
محاسبات كامپيوتر بودند. افراد هكر در زمينه برنامه نويسي
توانايي خارق العاده اي داشته اند و هرگز باعث صدمه زدن و
خسارت به ديگران نمي شدند.
در آن زمان ، اين افراد نه تنها بدنام و مورد نفرت نبودند ،
بلكه داراي احترام فوق العاده اي نيز بودند. اكثر پيشرفتهاي
امروز علم كامپيوتر مديون زحمات شبانه روزي اين افراد است.
در اواخر دهه 80 ميلادي بود كه فعاليت هاي ضد امنيتي و ضد
انساني در بين اين افراد شروع به شكل گرفتن كرد و هرگاه سخن از
واژه هك به ميان مي آمد ، در ذهن مردم دزدان و خرابكاران
كامپيوتري تصور مي شد.
اين موضوع باعث رنجش افراد و نخبگاني شد كه تا آنروز از لقب
هكر يا نفوذگر به خود مي باليدند. در اينجا بود كه واژه ديگري
كه كاملا در مقابل هكر يا نفوذگر بود ابداع شد ، واژه CRACKER
يا خرابكار.
CRACKER يا خرابكار فرد بي خاصيتي است كه با فراگيري علوم و
مهارتهاي نفوذگري به فعاليت هاي ضد اخلاقي همچون دزديدن
اطلاعات سودمند ديگران ، كلمات عبور و نام كاربري ، اطلاعات
كارتهاي اعتباري و مي پردازد. فعاليت اين افراد كاملا غير
قانوني است و جز ضرر و زيان وخسارت به ديگران سود ديگري ندارد.
اين مرزبندي بين اين دو واژه نيز نتوانست ذهنيت مردم را نسبت
به هكرها تغيير دهد و هنوز از يك هكر تصور فرد دزد و خرابكار
را در ذهن مي پرورانند.
در اينجا واژه هاي كلاه هاي رنگي بر سر واژه هكر افزوده شد و
تقسيم بندي هكرهاي كلاه سفيد ، هكرهاي كلاه مشكي ، هكرهاي كلاه
خاكستري و در نهايت هكرهاي كلاه صورتي به تقسيم بندي قبلي
اضافه شد.
هكرهاي كلاه سفيد : كه به نفوذگران خوب گفته مي شود.
هكرهاي كلاه مشكي : كه به نفوذگران بد و خرابكار گفته مي شود.
هكرهاي كلاه خاكستري كه بين دو تقسيم بندي بالا قرار مي گيرند.
يعني نفوذگراني كه كمي خوب و كمي بد و مخرب هستند.
هكرهاي كلاه صورتي كه به نفوذگران لوس و بي مزه و بي خاصيت
اطلاق مي شود.
از بين تقسيم بندي هاي بالا تقريبا كلاه سفيدها و كلاه مشكي ها
بيش تر از سايرين جا افتاده اند.
هكرهاي كلاه سفيد براي خود اصولي را در نظر گرفتند و قول دادند
تا بدان اصول پايبند باشند و تخطي از اين اصول به قيمت سياه
شدن رنگ كلاه آنها تمام مي شود.
هكرهاي كلاه سفيد قول دادند كه باعث سازندگي و پويايي سيستم ها
شوند تا در مقابله با كلاه مشكي ها اين معايب برطرف گردد و
امنيت سيستم بيش تر شود.
بعضي از اصول كلاه سفيدها به شرح زير است :
به هيچ سيستمي آسيب وارد نكنند.
هرگز به سيستم هاي دولتي و امنيتي كه در حال انجام وظايف ملي
خود هستند ، نفوذ نكنند.
اطلاعات محرمانه خود را فاش نكنند تا باعث سوء استفاده كلاه
مشكي ها نشوند.
هرگز به فايلهاي يك سيستم دستبرد نزنند و آنها را كپي نكنند.
هرگز پس از نفوذ اثري از خود باقي نگذارند.
هيچ گاه بر روي اينترنت در مورد جزئيات نفوذ خود اطلاعاتي
مبادله نكنند.
هيچ سيستمي را دوبار هك نكنند (يك مساله را دو بار حل نكنند)
تا خلاقيت خود را بالا ببرند.
با اين مرزبندي ، هكرهاي كلاه مشكي همان خرابكاران يا CRACKER
ها شدند و كلاه سفيدها نيز تا حدودي حرمت سابق خود را بدست
آوردند.